اشتیاق نقطه شروع هر موفقیت

اشتیاق بارنز امید نبود. آرزو نبود. اشتیاقی حاد و ضربتی بود که از هر چیز دیگری بالاتر بود. قطعی بود.

 

مدتها بود که اشتیاق بارنز قوی شده بود.

این بار اشتیاق او به واقعیت تبدیل شده بود.

رویای قوی زندگی اش به واقعیت تبدیل شده بود.

او پای خواسته اش ایستاد تا مشغله ی ذهنی غالب قوی زندگی اش، عاقبت به واقعیت تبدیل شد.

 

بارنز: من تلاش خواهم کرد ادیسون را وادار کنم هر طور شده کاری به من بدهد.

او نگفت چند ماهی این جا کار میکنم، و اگر دلگرمی پیدا کنم میروم و جای دیگری مشغول میشوم. بلکه گفت: هر طور که شد شروع میکنم. هر کاری ادیسون بگوید انجام میدهم. ولی قبل از این که کار تمام شود، شریک او خواهم بود.

 

اگر به راستی آن قدر مشتاقانه خواهان ثروت باشید که اشتیاقتان به مشغله ذهنی تبدیل شده است، بدون هیچ مشکلی خود را قانع میکنید که آن را کسب کنید.

انسان باید درک کند که همه کسانی که ثروت های کلان اندوخته، قبل از کسب ثروت، مقدار زیادی خیالبافی، امید، آرزو، اشتیاق و برنامه ریزی داشته آمد.اگر شما ثروت کلانی در تخیل خود نبینید، هرگز آن را در حساب بانکی خود نخواهید دید.

شما باید روحیه پیشگامان بزرگ گذشته را داشته باشید. پیشگامان که رویاهایشان تمامی آن چیزهای ارزشمندی را دارد که به تمدن روحیه بخشیده است، روحیه ای که همچون شریانی حیاتی برای جامعه ما عمل کند. فرصت شما و من، برای توسعه و عرضه استعداد هایمان.