چقدر خواسته و هدف مورد نظر را میخواهیم؟ چرا گاهی این شور و اشتیاق را نسبت به یک هدف نداریم؟
گاهی خودم دچار این موضوع شده ام و علی رقم خواستن ولی اشتیاقی نسبت به آن ندارم. دلیلش باورهای منفی در راستای آن هدف است. زمانی که به آن آرزو فکر میکنم با خود فکر میکنم که چطور ممکن است که به آن برسم؟ همین جمله باعث میشود یک یا چند قدم بیشتر از آن فاصله بگیرم. قطعا اگر روی افکارم کنترل نداشته باشم فکر بعدی منفی تر است: تا به حال رسیدن به این خواسته هیچ کجای زندگی ام به هیچ شکل خودش را نشان نداده است. ممکن است توانایی خودم را زیر سوال ببرم. و هر جمله منفی دیگری که باز هم باعث میشود من از خلق آن خواسته دورتر و دورتر شوم.
شور و اشتیاق در لغت نامه دهخدا شیفته دیدار کسی یا چیزی معنی شده است. یک فردی که شیفته چیزی شده است دیگر اجازه ورود این افکار و جملات را را به ذهنش نمی‌دهد. تمام افکار و آگاهی اش را به سمت خواسته اش میبرد. و غرق در آن افکار میشود تا بالاخره آن را در دنیای مادی میبیند.

اشتیاق همانند آتش می تواند فضای قلب شما را گرم کنند و علاوه بر خودتان دیگران نیز از این گرمای زندگی بخش بهره‌مند می‌شوند.
گاهی ممکن است این حس زیبا درون فردی نباشد اما می‌توان آن را پرورش داد. اشتیاق مانند یک نیروی حیات بخش می تواند به ما کمک کند تا بر روی هدف اصلی زندگی مان متمرکز شویم.
همه ما به خوبی از اثرات تله‌پاتی آگاه هستیم ما می توانیم با حفظ و نگه داشتن اشتیاق درونمان روی دیگران تاثیر ذهنی بگذاریم و مانند یک ویروس خوب این اشتیاق را به هرجا که می رویم پخش کنیم. ولی چیزی که مهم است این است که قبل از اینکه روی دیگران تاثیر بگذاریم باید اول روی خودمان، تاثیر گذار باشیم.
قطعاً اشتیاق فرکانس و ارتعاش بالایی دارد و می‌تواند توسط مغز که یک دستگاه فرستنده و گیرنده است دریافت و ارسال شود. به خصوص با افرادی که بیشتر با آنها در ارتباط هستیم.
اشتیاق درون ما می‌تواند به ترتیب در اعمال کلام و افکار ما خودش را نشان دهد. باید تاکید کنم که قدرت اعمال از کلمات هم بیشتر است. البته خیلی مهم است که این سه مورد را در یک جهت با هم هماهنگ کنیم تا تاثیر گذاری بیشتری روی مخاطب بگذاریم. به این صورت حتی می‌توانیم باورهای مثبت را در ذهن همسر و مخصوصاً فرزندانمان بکاریم.