یکی از قوانین ثابت جهان است.

مانند یک معادله که هر چه در این معادله وارد شود یک خروجی مشخصی دارد.

یک تعریف مشخص برای آن این است که هر فکر و عمل که از ما سر می‌زند به شکلی به سمت ما بازمی‌گردد گاهی مانند آن فکر و گاهی با کمی شباهت و گاهی هم دقیقاً عکس آن.

همان طور که از نامش پیداست جوهره موجود در فکر و عمل ما را به سمت ما برمیگرداند.

جوهره فکر و عمل ما در حقیقت آن چیزی است که ما به وسیله آن به چیزی توجه میکنیم.

جذب معمولا به سه دسته تقسیم میشود، مستقیم، غیر مستقیم و معکوس.

در جذب مستقیم معمولا همان چیزی که در به صورت عمل در ما بروز میکند دوباره به سمت ما باز میگردد. مثلاً دروغ میگوییم و به دروغ میگویند. با صدای بلند صحبت میکنیم و یا داد میزنیم و همین برخورد توسط شخص دیگری با ما میشود. یعنی هم عملی که از ما سر می‌زند و هم ذات عملی که دریافت می‌کنیم یکی است.

در جذب غیر مستقیم ذات عمل و جوهره آن یکی است اما در ظاهر تفاوت دارد، مثلا به همسرت چشم میگویی با وجود این که مایل نیستی و غرورت اجازه نمی‌دهد این یعنی غرورت را شکسته ای و شکستن غرور کاذب یعنی بزرگ شدن و چیزی که به ما بر میگردد بزرگی در جهان است.

اما در جذب معکوس برعکس دریافت میکنیم،مانند به مرگ فکر کردن است، که گفته اند عمر را زیاد میکند. با این کار ما دقیقا صفت دنیا دوستی را از خود دور میکنیم و این رهایی صفتی است که اتفاقا باعث میشود دنیا با تمام سرعت به سمت ما بیاید. مثال دیگر لعن کردن در زیارت عاشورا است که برعکس آن را دریافت می‌کنیم. اینگونه لعن گفتن باعث بیزاری ما از ظلم میشود و دریافتی ما از جهان لعن خودمان نیست در عوض قوی شدن و بیزاری از ظلم است.