آدم هایی که از قانون جذب به نفع خودشان استفاده می کنند و افرادی که از قانون جذب به ضرر خودشان استفاده می کنند.
این آدم ها را چطور بشناسیم. دسته اول معمولاً در تمام ابعاد از جمله مالی، روابط،سلامتی و معنوی اوضاعشان رو به راه است هم از نظر ظاهری هم باطنی. معمولا خوش اخلاق و شکر گذارند و از بودن با آنها لذت می برید چون شاد و پر انرژی هستند.
ولی دسته دوم دقیقا برعکس هستند. به جای شکرگذاری مدام در حال غر. زدن هستند و به جای اینکه خودشان را مسئول هر اتفاقی در زندگی شان بدانند انگشت اشاره به سمت دیگران است.
در زندگی گذشته و یا همین اکنون معمولا یه سری اتفاقات تا خوب مشابه برایشان اتفاق میافتد و هر چه بیشتر غر میزنند و شکایت می کنند دفعه بعدی آن اتفاق زودتر رخ می دهد و در زمان بیشتری ادامه پیدا می کند.
معمولاً فکر می‌کنند که آن اتفاق را خدا برایشان پیش آورده و هیچ کاری هم برایشان نمی کند. آنها یک جمله معروف دارند خدایا چرا مرا نمیبینی و صداین را نمی شنوی، بنابراین ارتباط خوبی با ایشان با خالق شان هم ندارند. آنها هیچ وقت کتاب نمی خوانند. معمولا خودشان را دوست ندارند و اعتماد به نفس شان کم است. به خاطر این همه فشاری که به روح و جسمشان می آوردند معمولا دچار بیماری های ساده مثل سردرد و یا بیماریهای دیگر میشوند.
در سطح جامعه، یا در محل کار و یا مدرسه یا هر اجتماعی کوچک و بزرگی قانون وضع می‌کنند تا همه در کنار یکدیگر به خوبی و راحتی زندگی کنند و از زندگی شان لذت ببرند. معمولا با اجرای شدن هر قانونی، در بین افراد و آن جامعه نظمی برقرار میشود. روی کره زمین که یک اجتماع بزرگ است خداوند برای زندگی بهتر ما انسان ها قوانین ثابتی وضع کرده است. یکی از این قوانین قانون جذب است. به این صورت که جهان مانند کوه و یا آیینه ای در برابر از است که تمام اعمال و رفتار و گفتار ما و حتی افکارمان را به به خودمان باز می گرداند. البته که اجرای قانون کمی برایمان سختی دارد اما نتیجه این این کار می تواند بهتر شدن زندگی ما در تمام ابعاد باشد.