امروز اول آبان ماه است هفت ماه از سال گذشته و پنج ماه دیگر در پیش است. ماه های گذشته را به آموزش و یادگیری پرداختم و اکنون تصمیم دارم خیلی بیشتر مطالبی را که یاد گرفتم به کار ببندم. این بار قصد دارم به جای مشخص کردن یک هدف مالی و یا معنوی و صرفاً تمرکز روی آنها، بیشتر روی احساسات و افکارم متمرکز شود و آنها را کنترل کنم تا بیشتر به احساس خوب و متعالی تبدیل شوند. می‌خواهم بیشتر روی نظم متمرکز شوم و انجام برنامه‌هایی که می‌تواند مرا به یک هدف بهتر برساند. میخواهم روی یک سری کارها و برنامه ها استمرار داشته باشم و نتیجه آنها را ببینم. مطالعه یک سری کتابهای خوب و مشخص. قبلاً این کارها را هم انجام میدادم ولی استمرار و نظمی نداشت. مدتی است که مراقبه میکنم و نتیجه های خوبی از آن گرفتم. احساس کمال و برخورداری از همه چیزهایی که میخواستم. خیلی حس فوق العاده ای بود، که تا به حال تجربه نکرده بودم.

یک مسئله و باور اشتباه در ذهنم پاک شد و جایش را به یک احساس فوق العاده داد و باعث لذت شادی در قلب من شد آن لحظه بود که فهمیدم یک حس زیبایی را تا به حال تجربه نکرده بودم و آن دوست داشتن زندگی و نعمت هایی بود که خدا به من داده بود و من همیشه آنها را شکر میکردم ولی به خاطرشان عمیقا شادنشاد  حس شادمانی از تجربه یک زندگی.

یک کار عجیبی که کردم این بود که امروز تصمیم گرفتم کتابخانه ام را بررسی کنم و کتابهایی که مدتهاست نیاز ندارم و یا مطالبش برایم گیرا نیست را کنار بگذارم. این کار را مدتها بود که میخواستم انجام دهم ولی نمی‌توانستم. ولی بالاخره تصمیم آن در ذهن و قلبم گرفته شد. میخواهم بیشتر کتابهایی را بخوانم که پربارتر هستن و مطالب آموزشی بهتری دارند، و حتی بیشتر آنها را در کتابخانه ببینم. نه اینکه یک حجم زیادی از کتابهایی که حتی دلم نمیخواهد آنها را باز کنم و پس از خواندن چند صفحه از آنها خسته میشوم. میخواهم با این تغییرات شاید به ظاهر ساده تحول بزرگی را در زندگیم شاهد باشم.